BTC
ریال۶۳٬۳۵۶
+2.61%
ETH
ریال۳٬۸۲۰
+2.43%
LTC
ریال۱۸۷
+1.82%
DASH
ریال۱۹۲
+5.48%
XMR
ریال۲۵۵
+0.13%
NXT
ریال۰
-0.7%
ETC
ریال۵۳
+1.1%
DOGE
ریال۰
-3.32%
ZEC
ریال۱۴۲
+3.99%
BTS
ریال۰
+4.98%
DGB
ریال۰
+0.26%
XRP
ریال۱
+0.56%
BTCD
ریال۱۵۹
+2.61%
PPC
ریال۱
+2.11%
CRAIG
ریال۰
+2.61%
XBS
ریال۲
0%
XPY
ریال۰
0%
PRC
ریال۰
0%
YBC
ریال۲٬۳۰۰
0%
DANK
ریال۰
+2.61%

داستان هاشم و هادی

درباره یک تشابه اسمی که سال‌ها تحلیلگران اقتصادی را سردرگم کرد

0

همزمان جنگی سخت میان خسروشاهی و توسلی شهردار تهران آغازمی‌شود. توسلی در مورد اقدامات خسروشاهی گفته بود:« مردم و مسئولین مملکتی اجازه نخواهند داد کسانی در این سطح از آگاهی در مسایل انقلاب مداخله داشته باشند و دست این افراد کوتاه خواهد شد.» خسروشاهی پس از این علیه توسلی اعلام جرم کرد و چنین نظر داد:« بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به امر امام تأسیس شده تا برای غارنشین‌ها و محرومان جامعه مسکن تأمین شود. یعنی ما باید برای آنها خانه بسازیم. به آنها زمین بدهیم.

بهراد مهرجو

 در تاریخ انقلاب تشابه نام و عملکرد بسیار رخ داده و عده کثیری به اشتباه تقدیر یا تکذیب شده‌اند. اما یکی از این تشابه‌های اسمی، نه تنها مردم عادی که حتی نویسندگان حرفه‌ای اقتصادی را هم سردرگم کرده‌است. درگذشت هادی خسروشاهی که در اثرکرونا رخ داد، آغاز بازگشت به یک اشتباه تاریخی حداقل در فضای مجازی و چندین مقاله بلند اقتصادی از چهره‌های سرشناس بود. آیا مرحوم خسروشاهی ارتباطی با بازار مسکن داشته‌است؟

عده‌ای به کتاب سیاست‌های خیابانی آصف بیات ارجاع می‌دهند و نقل قول‌هایی غریب و سرشار از تندروی از روحانی میانه‌رو منتشر ساختند. اما ربط او و بازار مسکن در چیست؟ تقریبا هیچ ارتباطی میان این دو وجود ندارد. همانقدر که میان نام هاشم و هادی هیچ شباهتی نیست. اما مرحوم خسروشاهی نه تنها چند ساعت پس از مرگ که از مدت‌ها قبل‌، هزینه‌های یک تشابه اسامی را می‌داد. به‌طوری که کتیرایی وزیرمسکن دولت مرحوم بازرگان پیش‌تر گفته بود:« همیشه در مصاحبه‌ها باید یک بخشی از وقت را بگذارم برای بیان تفاوت این خسروشاهی و آن خسروشاهی».

آن خسروشاهی که بود؟

طوفان انقلاب منظومه بازارها را برهم زده‌بود. مردم بی‌خانه در جست‌وجوی راه‌حلی برای خرید یا تصاحب خانه بودند و افراد صاحب ملک هم باید با زحمت مالکیت‌شان را حفظ می‌کردند. گروه اول در نهادهای انقلابی هم صاحب رای و نظر بودند. به طوری که کتیرایی چند سال پیش در گفت‌وگویی با مجله راه گفته بود:« آنها رویشان نمی‌شد بگویند که زمین دارند. بنابراین تلاش می‌کردند تا ایرادات فقهی بیاورند و مانع از مصادره زمین‌ها و خانه‌ها شوند.» گروه دوم اما دستشان به جایی بند نبود. به همین دلیل دست به دامان دو روحانی تندروی زمان شدند. مرحوم حسن کروبی،‌ برادر شیخ مهدی کروبی و خسروشاهی پرچم‌داران این راه بودند. هاشم خسروشاهی و نه هادی خسروشاهی چند هفته پس از انقلاب با حکم امام ریاست برهیات امنای بنیاد مسکن انقلاب اسلامی را دریافت کرد. او تمرکز کارش را در تهران قرار داده‌بود و در چند گفت‌وگوی انقلابی که با روزنامه اطلاعات داشت گفته بود:« پیش از زمستان همه مستضعفین خانه‌دار می‌شوند.» پیش از انقلاب با حسین مهدیان بازاری سرشناس ارتباط داشت و به همین دلیل وقتی مهدیان اداره روزنامه را در دست گرفت، او بیش از دیگران در صفحه اول با تیترهای درشت می‌درخشید.

کتیرایی در مصاحبه خود گفته بود:« عده‌ای از طرف حسن کروبی و خسروشاهی به خانه‌های مردم می‌ریختند و آنها را تصاحب می‌کردند.» رئیس وقت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی تیمی تندور از جمله مهندس رفیع از نیروهای برای اداره موضوع مسکن اطراف خود گرد آورده بود. او در مصاحبه‌ای با روزنامه اطلاعات گفته بود:« تا کنون حدود ۸۰ هزار خانۀ خالی توسط گروه ضربت [در تهران] شناسایی شده که ما برای صاحبان بیشتر آنها اخطاریه فرستاده‌ایم تا هر چه زودتر تکلیف و وضع خود را با بنیاد مسکن روشن کنند، در غیر این صورت کلیۀ خانه‌های احتکار شده آنها را ضبط و به متقاضیان واجد شرایط خواهیم داد.» یکی از سایت‌های خبریدر مقاله ای که بازهم جای هادی و هاشم خسروشاهی را اشتباه گرفته بود، در مورد اقدامات او نوشته بود گروه ضربت او  تعداد ۵۴۰ واحد مسکونی را اشغال و به متقاضیان واگذار کرده، ولی بعد مسؤولان بنیاد دریافته‌اند که بخشی از آن متقاضیان مستضعف واقعی نیستند و به همین سبب آن حقه‌بازان مستضعف‌نما را دستگیر کرده و به دادگاه انقلاب فرستاده‌اند. رفیع به چنان شهرتی رسید که مدتی بعد به جانش هم سوقصد شد:« وقتی که مردم برای دریافت خانه به دفتر مراجعه کردند و ازدحام متقاضی به بیش از حد رسید، سعی کردم تا با سخنرانی موقعیت و امکانات دفتر را تشریح کنم، ولی در همین حال دو مرد که به کلت مسلح بودند مرا تهدید کردند. من سعی کردم که آنها را متقاعد کنم که ترور کار خوبی نیست. ولی در همین لحظه یک زن با چاقو از پشت به من حمله کرد که خوشبختانه موفق به اجرای نقشه‌اش نشد.» رفیع از اقوام نزدیک خسروشاهی بود. هر دو آنها سرناسازگاری با دولت موقت داشتند و با شعارهای گل درشت در مورد واگذاری مسکن به مستضعفان هر روز بیش از گذشته به صدر اخبار راه می‌یافتند. همزمان نمایندگان دولت حاضر در بنیاد مسکن انقلاب اسلامی هیچ‌کدام حریف تندروی‌های خسروشاهی و رفیع نمی‌شدند. درحالی که اساسنامه بنیاد مسکن چنین اختیاراتی به این گروه نمی‌داد. در اساسنامه بنیاد آمده بود:« عالی‌ترین مرجع تصمیم‌گیری در بنیاد مسکن، شورای مرکزی است که ترکیب آن به صراحت در فرمان آیت‌الله خمینی قید شده‌است و عبارتند از  نماینده رهبری، نماینده دولت (وزیر مسکن وشهرسازی) وسه نفر از مهندسان و کارشناسان ساختمان و شهرسازی به انتخاب دو نفر اول. رئیس بنیاد هم از میان شورای مرکزی انتخاب می‌شود.»

همزمان جنگی سخت میان خسروشاهی و توسلی شهردار تهران آغازمی‌شود. توسلی در مورد اقدامات خسروشاهی گفته بود:« مردم و مسئولین مملکتی اجازه نخواهند داد کسانی در این سطح از آگاهی در مسایل انقلاب مداخله داشته باشند و دست این افراد کوتاه خواهد شد.» خسروشاهی پس از این علیه توسلی اعلام جرم کرد و چنین نظر داد:« بنیاد مسکن انقلاب اسلامی به امر امام تأسیس شده تا برای غارنشین‌ها و محرومان جامعه مسکن تأمین شود. یعنی ما باید برای آنها خانه بسازیم. به آنها زمین بدهیم. به همین دلیل اعتراض ایشان اعتراض به انقلاب و رهبر انقلاب است.» همزمان مستضعفان در مقابل دفتر روزنامه اطلاعات تجمع می‌کردند و ضمن محکومیت سرمایه‌داران در ستایش خسروشاهی بیانیه می‌دادند. خسروشاهی به صورت روزانه مستضعفان را راهی ساختمان وزارت مسکن می‌کرد و تجمعاتی علیه کتیرایی هم به راه می‌انداخت. کتیرایی وزیر مسکن دولت بازرگان در مورد خسروشاهی گفته بود:« ایشان هم به نوعی به مسأله مسکن می پرداخت به طوری که به خانه های خالی هجوم می آوردند و گروهی هم داشتند که تصرف می کردند. گرفتاری ما چند وجهی بود، یکی خود قانون بود که نقدهایی بر آن وارد می شد. یک سری هم این گونه افرادی بودند که خانه ها را مصادره می کردند. مالکین به ما رجوع می کردند و می گفتند که مگر ما حکومت اسلامی نداریم؟ ما مالک این خانه هستیم، هر چند خالی باشد. دولت هم می گفت که کار ما نیست، آقای خسروشاهی این کار را می کند. البته حسن کروبی روی دست خسروشاهی زده بود و با یک گروه مسلح که تشکیل داده بود، خانه های مردم را می گرفتند. با گروه های گوناگونی روبرو بودیم اما سعی ما این بود که مشکلات را به صورت قانونی و شرعی جلو ببریم.»

خسروشاهی در این دوران حاکم مطلق موضوعات مربوط به مسکن مستضعفان بود. او در گفت‌وگویی با روزنامه کیهان گفته بود:« پیش از زمستان همه مستضعفین باید صاحب خانه شوند.» اظهارنظرهای او با برخورد تند وزیر وقت اقتصاد هم همراه بود ولی مسیری که خسروشاهی می‌رفت قطع شدنی نبود. مدتی بعد یحیوی یکی از کارمندان بنیاد مسکن به عنوان وزیر مسکن معرفی می‌شود که به قول کتیرایی، خسروشاهی دیگر آنها را رها کند:« بعد از دولت موقت، آقای یحیوی وزیر مسكن شد. یحیوی عضو بنیاد مسكن آقای خسروشاهی و همه كارة او بود. برای اینكه از دست خسروشاهی راحت شوند به او گفتند كه ما كارمند تو را وزیر میكنیم شما هم دیگر علیه وزارت مسكن افرادت را بسیج نكن! کمتر از شش ماه نشد كه وقتی برای بازدید جبهه رفته بود، در همان بازدید اسیر شد و ده سال در عراق اسیر و زندانی بود. بعد هم گنابادی وزیر مسكن شد. در زمان ایشان شلوغیها نیز كاهش پیدا كرده بود و فرصت بیشتری داشت تا با كارشناسها به مشورت بپردازد. با الگویی كه از مطالعات ما گرفته بود و مجال بیشتری که داشت، قانون «زمین شهری» را تصویب كرد.»

یحیوی هم چندان در وزارت‌خانه دوام نمی‌آورد. پس از او نوبت به گنابادی می‌رسد که اولین وزیر تاریخ جمهوری اسلامی است که استیضاح می‌شود. چند سال بعد با حکم نخست وزیر بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در وزارت مسکن ادغام می‌َشود و برای همیشه منازعه میان بنیاد مسکن، وزارت مسکن و صاحبان املاک به پایان می‌رسد. از همان زمان خسروشاهی بنیاد مسکن در تاریخ گم می‌شود و مدتی بعد با چاپ کتاب‌هایی مانند سیاست‌ خیابانی آصف بیات که به موضوع جنبش تهی‌دستان در ایران می‌پردازد، میان خسروشاهی بنیاد مسکن و هادی خسروشاهی سفیر ایران در واتیکان پیوندی به اشتباه رخ می‌دهد به طوری که در بسیاری از مقالات این دو در جای یکدیگر می‌نشینند.

مسئله انقلابی همچنان باقی است؟‌

در روزهای ابتدایی انقلاب اصطلاحی از دل اقتصاد مسکن به روابط سیاسی هم رسوخ می‌کند. «زمین جوان» این عنوان مربوط به زمین‌هایی می‌شد که چند سال بیشتر از عمرثبت سند برای آنها نگذشته بود وعموما هم توسط افرادی غیر از مالکین واقعی‌شان،‌ مصادره شده‌بودند. زمین‌های جوان هر سال به عمر و قیمت‌شان افزوده می‌َشد. مدتی بعد از فقه اسلامی اصطلاح «موات» وام گرفته شد و این زمین‌ها به عنوان نمونه‌هایی که در آنها کار عمرانی انجام نشده، ‌تحت نام موات شناخته شدند. زمین‌های جوان هر کدام به تصاحب افراد یا نهادها در آمدند و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی هم پس از ادغام در وزارت مسکن سعی کرد که تکلیف این زمین‌ها را روشن کند. بنیاد مسکن همچنان در عرصه اقتصاد ایران حضور دارد. بیشتر فعالیت‌هایش را از تهران به مناطق محروم منتقل کرده ولی کماکان به عنوان نهادی مجهول در اقتصاد ایران شناخته می‌شود که تکالیفش با بازار مسکن روشن نیست. در مقاطع مختلفی مانند سیل و زلزله به سمت نقاط دور افتاده می‌رود و چند دستگاه خانه می‌سازد و پس از آن در سکوت تشکیلات عظیمش را اداره می‌کند. بنیاد مسکن مدت‌ها سرگرم ساماندهی زمین‌های جوان بود و حتی گاهی در مورد آنها متهم هم شد ولی چهار دهه پس از انقلاب از زمانی که هاشم خسروشاهی ( نه هادی) سعی در خرید محبوبیت داشت تا کنون این نهاد کارنامه عملی مشخصی از خود منتشر نساخته‌است. در پس بی‌تکلیفی این نهاد، بسیاری دیگر از میراث انقلاب مانند جهادسازندگی همگی با اهداف مشخص در دل وزارت‌خانه ادغام و حوزه‌های کاریشان روشن شد.

بحران مسکن با هاشم و هادی می‌ماند؟

بحران مسکن کارنامه تمام نهادهایی است که طی چندین دهه گذشته سعی به ساماندهی این بازار داشتند. روند حرکت بازار پیچیده و سردرگم است. به طوری که حتی در دوران رکود هم قیمت‌ها مدام روند صعودی دارند. هیچ کدام از نهادهای ناظر بر بازار هم با وجود صرف سرمایه‌های قابل توجه، قابلیت هدایت یا کنترل بازار را ندارند. بحران مسکن در اقتصاد ایران قدمتی طولانی دارد. هنوز هم همان کسانی که در مقابل روزنامه اطلاعات و وزارت مسکن تجمع می‌کردند، بی خانه هستند و دیگرانی مالک زمین جوان می‌شوند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.