BTC
ریال۶۳٬۳۵۶
+2.61%
ETH
ریال۳٬۸۲۰
+2.43%
LTC
ریال۱۸۷
+1.82%
DASH
ریال۱۹۲
+5.48%
XMR
ریال۲۵۵
+0.13%
NXT
ریال۰
-0.7%
ETC
ریال۵۳
+1.1%
DOGE
ریال۰
-3.32%
ZEC
ریال۱۴۲
+3.99%
BTS
ریال۰
+4.98%
DGB
ریال۰
+0.26%
XRP
ریال۱
+0.56%
BTCD
ریال۱۵۹
+2.61%
PPC
ریال۱
+2.11%
CRAIG
ریال۰
+2.61%
XBS
ریال۲
0%
XPY
ریال۰
0%
PRC
ریال۰
0%
YBC
ریال۲٬۳۰۰
0%
DANK
ریال۰
+2.61%

سرگذشت غم‌انگیز احمد و محمود

10 نکته درباره خیامی‌ها و کارخانه ایران‌ناسیونال

0

خیامی‌ها بزرگترین کارخانه صنعتی ایران را راه‌اندازی کردند ولی آنچنان که مرحوم رضا نیازمند رئیس وقت سازمان گسترش صنایع ایران در دهه 40گفته بود، هر دو برادر تعمیرکاران ماهری در مشهد بودند. نیازمند پیش از این هم سابقه کمک به تعمیرکاران را داشت. او وقتی استعداد مرحوم علی اصغرقندچی در کارش را دید، امکان را مهیا کرد تا او کارخانه ایران کاوه را تاسیس کند.

بهراد مهرجو

آیا احمد و محمود خیامی اسطوره بودند؟ کسانی که خط تولید اولین خودروی ایرانی را پایه گذاری کردند و همچنان خاطرات کارهایشان در میان کارگران ایران‌خودرو دهان به دهان می‌گردد. احمد و محمود بیش هیچ شمایل اسطوره‌ای نداشتند. آنها کارآفرینانی واقع‌بین و با ذکاوت بودند که نیمی از عمرشان را پای تاسیس کارخانه ایران‌ناسیونال ریختند و نیمی دیگر را به جبر روزگار صرف کار خیریه کردند. در مورد آنها اظهارنظرهای زیادی صورت گرفته ولی به 10 واقعیت در زندگیشان باید توجه نشان داد. خاندان خیامی‌ها با ابتکارات و تلاش‌های احمد رشد کرد و محمود در این خانواده نقش همراهی همیشگی را برعهده داشت ولی احمد هیچگاه موفقیت‌های خانواده را به نام خود مصادره نکرد و هرجا نام ایران‌ناسیونال مطرح شد، هر دو برادر سرزبان‌ها بودند.

 

1/ بردران خیامی که بودند؟

خیامی‌ها بزرگترین کارخانه صنعتی ایران را راه‌اندازی کردند ولی آنچنان که مرحوم رضا نیازمند رئیس وقت سازمان گسترش صنایع ایران در دهه 40گفته بود، هر دو برادر تعمیرکاران ماهری در مشهد بودند. نیازمند پیش از این هم سابقه کمک به تعمیرکاران را داشت. او وقتی استعداد مرحوم علی اصغرقندچی در کارش را دید، امکان را مهیا کرد تا او کارخانه ایران کاوه را تاسیس کند. موفقیت خاندان خیامی هم مدیون نگاه نیازمند و عالیخانی وزیر وقت اقتصاد بود. احمد و محمود خیامی خود را مدیون تدین پدرشان می‌دانستند. ابوالقاسم پدر آنها روحانی متشرع در مشهد بود که زندگی ساده و حتی محقری داشت. او به فرزندانش توصیه کرده‌بود که حتما درس بخوانند ولی احمد و محمود بیشتر وقتشان را خارج از مدرسه گذراندند و به گفته خودشان دراین دوره محل درآمدشان شستن اتومبیل‌ها در خیابان بود. مدتی بعد هم احمد موفق شد در یکی از گاراژهای مشهد به کار تعمییر اتومبیل مشغول شود.

 

2/ کارگر و کارخانه‌دار همیشگی

وقتی کار ایران ناسیونال به اوج رسید، خیامی‌ها بیش از 15 هزار کارگر داشت و سالیانه 150 هزار دستگاه پیکان تولید می‌کرد ولی در خاطراتشان آمده وقتی در خط تولید قدم می‌زد و متوجه می‌َشد که خودروی ایراد فنی دارد،‌کتش را در می‌آورد و مانند یک مکانیک سرگرم تعمییر می‌شد. این روحیه مربوط به دوران شاگردی خیامی‌ها در مکانیکی‌های مشهد است. او اصول تعمییر خودرو را به صورت استاد و شاگردی آموخته بود و هیچ‌گاه امکانی برای تحصیل آکادمیک پیدا نکرد.

 

3/ شانس بزرگ زندگی

هرکارآفرین موفقی در زندگی با یک شانس بزرگ مواجه شده است. اقبال زمانی به خیامی‌ها رو کرد که آنها با فریدون سودآور نماینده فروش مرسدس بنز و سازمنده کامیون‌های خاور آَشنا شدند. سودآور داماد خانواده متمول ملک در مشهد بود. او خیامی‌ها را به عنوان افرادی متخصص پذیرفت و به افراد زیادی از مقامات محلی معرفی کرد. احمد و محمود آنقدر هوش و استعداد داشتند که از این معرفی برای اوج‌گیری کسب‌وکارشان استفاده کنند.

4/ آدم با هوش

اوج کار خیامی‌ها زمانی بود که تعمیرخودرو را رها کردند. در این مقطع احمد تصمیم گرفت به جای اینکه زمانش را صرف کار تعمیرات کند، فروشگاه لوازم یدکی خودرو بزند. در خیابان اکباتان مغازه‌ای تحت عنوان «فروشگاه تضامنی برادران خیامی» راه انداخت. بیشترین سود مالی را در این دوره زمانی کسب کرد و در میان صنف خودرویی‌ها هم نامی برای خودش دست و پا کرد. البته در این دوره زمانی همچنان صنعت خودروسازی در ایران وجود نداشت و همه کارها حول واردات خودرو می‌چرخید. تنها گاهی شاسی خودرو در داخل ساخته می‌شد. کار خیامی به سرعت گرفت و اتاق‌ها و آپارتمان‌های کناری همین فروشگاه را اجاره کرد و شرکتی هم تحت نام پی.ال.پی تاسیس کرد.

5/ پرش برای کار

گفته می‌شود درآمدهای خانواده خیامی از فروش لوازم یدکی خودرو به اندازه‌ای بود که می‌توانستند تا پایان عمر در همین کار اشتغال داشته‌باشند آنها از نظر مالی به جایگاهی رسیده بودند که امکان ریسک هم داشتند. در مورد این دوره چنین در زندگینامه‌اشان نوشته شده‌است:« قطعه زمینی در جادة کرج بین جادة مخصوص و اتوبان کرج به قیمت متری یک تومان خرید، یک سالن بزرگ در آنجا ساخت و وسایل کار ساخت اتاق اتوبوس را در آنجا نصب کرد. شکل این سالن شبیه پروانه بود به این سبب اسم آن را سالن شاپرکی گذاشتند -کارگران قدیمی ایران ناسیونال حتماً این بنا را که نخستین بنا در زمین کارخانه بود به خاطر می آورند- آن گاه از فریدون سودآور نمایندة مرسدس بنز در ایران شاسی اتوبوسهای مرسدس بنز را می گرفت و روی آن ها اتاق می ساخت.» احمد و محمود در این دوره به دلیل روابط گسترده‌ای که داشتند شانس موفقیت پیدا کردند. اصل ایده مربوط به کارگروهی بود که در دل وزارت اقتصاد برای حمایت از صنایع راه افتاده بود.

6/ کار خوب،‌ نتیجه بهتر

شاخص رفتاری احمد و محمود دقت و سلیقه بود. آنها هیچ کاری را به صورت سرهم بندی جمع نمی‌کردند و برای کارشان احترام قائل بودند. در زندگینامه آنها آمده‌است:« او در قسمت انتهایی اتوبوس ها یک دستشویی و توالت کوچک درست کرد. با همین فکر خریداران اتوبوس او چند برابر شد. وقتی اتاقسازهای دیگر از این کار او تقلید کردند احمد یک قدم دیگر برداشت و در گوشه ای از اتوبوس یک یخچال نصب کرد تا مسافران در سفرهای طولانی از نوشابة خنک استفاده کنند. بعدها به همان نسبت که کارش رونق پیدا می کرد قدم های دیگری بر می داشت : به جای بکار گیری چکش و ارّة معمولی، وسایل برقی و ماشینی به کار می برد. چند متخصص اتاق سازی از آلمان آورد. به جای رنگ کردن اتوبوس با قلم مو، اتاق رنگ درست کرد. یک سالن نیز برای ساخت صندلی های راحت مخصوص اتوبوس ساخت تا مسافرانی که چندین ساعت روی صندلی می نشینند احساس ناراحتی نکنند. این کارگاه صندلی سازی بعد ها الهام بخش او در ساختن نخستین کارخانه بزرگ مبل سازی ایران به نام “مبلیران” شد.»

7/ او را دعا می‌کنند

خواستگاه خیامی‌ها از خانواده فقیر و مذهبی بود. در هیچ دوره زمانی کسب‌وکار خیامی از این دو مولفه جدا نبودند به طوری که هنوز هم کارگران قدیمی ایران‌خودرو به یاد دارند که در ایام محرم،‌ هیات بزرگ عزاداری خیامی در دهه دوم و در حیاط کارخانه به راه بود. احمد و محمود هم همیشه مقابل ورودی هیات ایستاده و از مهمانان استقبال می‌کردند. در دوره ای که هنوز ایران‌ناسیونال را راه‌اندازی نکرده بود، برای کارگرانش در منطقه نیروی هوایی تهران خانه‌هایی احداث کرد و شهرتی هم بدست آورد. در این دوره محمود همچنان در مشهد به اداره گاراژ مشغول بود ولی احمد از او دعوت کرد که به تهران بیاید.

 

8/ سفر دوردنیا

تقریبا تمامی سرمایه‌داران دهه 40 ایران یک ویژگی مشترک داشتند. آنها برای اطلاع از وضعیت اقتصاد جهان و همچنین پیدا کردن کالایی که باید تولید کنند، راهی اروپا می‌َشدند. علی اکبر رفورگران موسس کارخانه بیک،‌ برخوردار ، ایرانی موسس کفش ملی و حتی خاندان خلیلی‌ها این رفتار را پیش گرفتند. احمد هم پس از آنکه کسب‌وکارش در تهران را به محمود سپرد، راهی اروپا شد. او قصد داشت یک خودروی سواری مناسب برای تولید در ایران پیدا کند. در زندگینامه‌اش آمده:« او ابتدا به ایتالیا رفت و کارخانه های اتو مبیل سازی فیات و لانچیا توجه او را جلب کرد. سپس به اسپانیا رفت. در آن زمان کارخانه اتوموبیل سازی فورد آمریکا در اسپانیا اتوموبیل های کوچکی به نام “فی یستا” تولید می کرد. احمد پس از اسپانیا راهی آلمان، فرانسه، انگلستان، سوئد و آمریکا شد. او از کارخانه های اتوموبیل سازی فولکس واگن، مرسدس بنز، دکا و آلمان، پژو، سیتروئن، رنو فرانسه و کارخانة “روتس” سازندة اتوموبیل های هیلمن، آرو و آونجر و همچنین از جاگوار در آن کشور بازدید کرد. در سوئد هم اتو موبیل های “ساپ” و “ولوو” توجهش را جلب کرد.» او خودروی «آرو» از کارخانه روتس انگلیس را انتخاب کرده بود. این کارخانه ورشکسته بود و به همین دلیل هم قرارداد همکاری میان این شرکت و خیامی، به نفع طرف ایرانی بود. حاصل مسافرت خیامی قراردادی شد که صنایع نوین ایران را دگرگون کرد.

9/ خدنگ ایرانی

خیامی‌ها به سرعت شرکت ایران ناسیونال را تاسیس و برای طراحی لوگو از نمادهای اساطیری و باستانی ایران استفاده کردند. «آرو» در انگلیسی به معنای تیر، خدنگ و پیکان بود. به همین دلیل آنها نام خودرو جدید را پیکان گذاشت. راه‌اندازی کارخانه هم با حمایت‌های وسیع همراه شد به طوری که هویدا نخست وزیر وقت در آیین افتتاحیه خط تولید پیکان شرکت کرد و همان‌جا هم آروز کرد که بزودی هر ایرانی یک پیکان داشته‌باشد. انوشیروان روحانی موزیسین معروف هم آهنگ ماندگار «تولدت مبارک» را برای اولین پیکانی که از خط تولید خارج شد، ساخت.

10/ مونتاژ ماندگار

خط تولید ایران‌ناسیونال برمحور مونتاژ شکل گرفت و بردران خیامی هم هیچگاه ادعای تولید کامل پیکان را نداشتند. موضوع تولید داخلی در سال‌های پس از انقلاب پیش کشیده شد. آنچنان که در خاطرات خیامی آمده:« کارخانه ایران ناسیونال روز 12 مهرماه 1341 با سرمایه‌ای در حدود 10 میلیون تومان و با هدف مونتاژ و تولید انواع خودرو در خیابان اکباتان تهران متولد شد و از 28 اسفندماه 1342 با تولید اتوبوس شروع به کار کرد. موسسان اولیه این کارخانه آقایان حاج علی اکبر خیامی ، احمد خیامی، محمود خیامی و خانم‌ها مرضیه خیامی و زهرا سیدی رشتی بودند. درسال 1345 قراردادی بین شرکت ایران ناسیونال و تالبوت در مورد مونتاژ و ساخت خودروی پیکان منعقد شد و به طور رسمی تولید پیکان در اردیبهشت سال 1346 با ظرفیت 60 هزار دستگاه و با حضور مقامات کشورى آغاز شد. در سال 1353 خط تولید وانت شکل گرفت و کارخانه ریخته‌گری و موتورسازی نیز دایر شد تا نسبت به ساخت شش قسمت از موتور پیکان 1600 اقدام کند. جالب است که تولید پیکان پس از یک دهه تولید در انگلستان، در ایران شروع شد. محبوب‌ترین مکان‌هایی که بعد از ایران این خودرو در آن تولید یا فروخته شده است را می‌توان انگلستان و استرالیا دانست. در سال 1969 مدل دولوکس پیکان و در 1975 بهترین مدل پیکان که در ایران معروف به پیکان اونجر است ساخته شد. تالبوت در آن زمان موتور پرتحرک فورد را بر روی پیکان گذاشته بود.  پیکان تا قبل از انقلاب در بیش از شش مدل تولید شد که پیکان استیشن، دولوکس، کار، جوانان برخی از مدل‌های قبل از انقلاب پیکان است.» کار خیامی و پیکان به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه انقلاب به وقوع پیوست.

10/ پس از بحران

انقلاب طومار بسیاری از خانواده‌های سرمایه‌دار در ایران را بهم پیچید. اتهام خاندان خیامی ارتباط با خاندان پهلوی اعلام شده‌بود. خیامی‌ها افرادی متدین بودند و به همین جهت تصور می‌کردند در سال‌های پس از انقلاب بلایی روی سرشان خراب نشود ولی نام آنها در لیست معروف به 53 نفر ( البته بعدها نام حاج طرخانی از این لیست خارج شد) قرار گرفت و اموالشان مصادره شد. کارخانه به وزارت صنایع سنگین واگذار شد و با مدیری دولتی برای اداره آن منصوب شد. مدتی بعد از انقلاب خیامی‌ها همچنان در ایران حضور داشتند و امیدوار به بازگشت کارخانه بودند. پس از آن راهی انگلیس شدند و در آنجا بازهم کسب‌وکاری جدید برای خودشان راه انداختند ولی بیشترین زمان کاریشان را صرف امور خیریه می‌کردند. خیریه آنها در لندن در دسته معروف‌ترین‌ها به شمار می آمد و حتی در سال‌های پس از انقلاب و با واسطه در خراسان بیش از 100 مدرسه ساختند. داستان خیامی‌ها ماجرای خاندانی است که از هیچ به ثروت رسید و بازهم سقوط کرد و تا پایان عمر ترجیح داد به جای مبارزات شبه سیاسی به کار خیریه بپردازد.

 

 

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.