BTC
ریال۳۴٬۲۱۱
+6.29%
ETH
ریال۲٬۱۷۷
+7.87%
LTC
ریال۱۲۷
+7.92%
DASH
ریال۱۴۵
+6.32%
XMR
ریال۲۰۹
+6.41%
NXT
ریال۰
+3.25%
ETC
ریال۵۰
+14.57%
DOGE
ریال۰
+6.52%
ZEC
ریال۱۰۱
+8.66%
BTS
ریال۰
+10.48%
DGB
ریال۰
+13.13%
XRP
ریال۱
+6.62%
BTCD
ریال۸۶
+6.29%
PPC
ریال۱
+4.37%
CRAIG
ریال۰
+6.29%
XBS
ریال۳
+1%
XPY
ریال۰
0%
PRC
ریال۰
0%
YBC
ریال۱٬۸۰۱
0%
DANK
ریال۰
+6.29%

زخم اقتصادی

آیا همچنان می‌توان به کار تولید محتوا ادامه داد؟

0

در علم اقتصاد اصطلاحی وجود دارد به نام «زخم». مفهوم قابل توجهی را توضیح می دهد که به نظر می رسد از روانشناسی به اقتصاد رسوخ کرده باشد. زخم می گوید:« اگر شما در دوره رکود به کاری اشتغال پیدا کنید و فرد دیگری در دوره رونق به کاری مشغول شود، در نهایت شم

زخم‌ها به سادگی از میان نمی روند و در مقاطع مختلف تاریخی گریبان صاحبان کسب و کار را می گیرند. ماجرای انتشار رسانه حرفه‌ای در زمانه حاضر هم ترسیم زخم روی صورت کسب‌وکاری فرهنگی است. هیچ فعال اقتصادی طی سه سال گذشته امکان راه‌اندازی کاری جدید را نداشته بدون اینکه اثرات تحریم‌ها و بحران‌های داخلی در خروجی کسب و کارش پیدا باشد. تقریبا تمامی صنایع بزرگ و زیرساختی ایران هم طی همین مدت گرفتار انواع زخم‌های وخیم و خطرناک شده‌اند. در این زمانه سخت، بنگاه رسانه‌ای به دلیل توان مالی ضعیف‌تر و حواشی سیاسی پررنگ‌تر جای زخم‌های زیادی را روی صورتش احساس می‌کند. روزنامه سازندگی در دوره ای متولد شد که وضعیت اقتصاد و سیاست در ایران هر دو گرفتار انواع فسادها بود. از موضوعات ارزی گرفته تا بحران‌های مالی دولت و از آشوبهای خیابانی تا مناقشات سیاسی همگی در این روزها رقم خورد.

چند هفته پس از گزارش های سازندگی دستگاه قضایی سراغ متهمان رفت و سروکار تعدادی از آنها به زندان و خلع ید از اموال عمومی افتاد. در مورد متاخرترین آنها سه هفته پس از گزارش روزنامه سازندگی، متهم یک پرونده بانکی توسط دستگاه های امنیتی بازداشت شد. درحالی که طی این مدت روزنامه مورد انواع اتهام ها و تهدیدها قرار گرفت ولی پس از دستگیری و بررسی قضایی این پرونده هیچ کدام از تهدیدکنندگان دیگر سراغی از روزنامه سازندگی نگرفتند. انگار نه خانی رفته و نه خانی آمده.

با این وجود طی همه این سالها رویه سازندگی تلاش برای کمک به نجات اقتصاد ایران بوده است. ورود به پرونده‌های افشاگرایانه و پس از آن تهدید نویسندگان و فشار به رسانه همگی حاصل تلاش‌هایی در همین روزها بوده است. حیات روزنامه سازندگی مصادف با پرفسادترین و آشفته ترین دوران جامعه ایرانی است. زمانی که به سختی می توان میان خط باریک کشف حقیقت یا افتادن به بازی سیاسی حرکت کرد. با این وجود طی این سال ها سازندگی به چند پرونده بزرگ ارزی و بانکی رجوع کرد. چند هفته پس از گزارش های سازندگی دستگاه قضایی سراغ متهمان رفت و سروکار تعدادی از آنها به زندان و خلع ید از اموال عمومی افتاد. در مورد متاخرترین آنها سه هفته پس از گزارش روزنامه سازندگی، متهم یک پرونده بانکی توسط دستگاه های امنیتی بازداشت شد. درحالی که طی این مدت روزنامه مورد انواع اتهام ها و تهدیدها قرار گرفت ولی پس از دستگیری و بررسی قضایی این پرونده هیچ کدام از تهدیدکنندگان دیگر سراغی از روزنامه سازندگی نگرفتند. انگار نه خانی رفته و نه خانی آمده.

این وضعیت اثرات زندگی در زمانه پراز زخم است. در روزهایی که هر حرفی با فوجی از برداشت‌های مثبت و منفی مواجه می شود. نویسندگان غیرحرفه ای اما همه چیزدان فضای مجازی به جان رسانه می افتند و شبکه‌های متصل به قدرت تا می‌توانند رسانه حرفه ای افشاگر را سرزنش می کنند. در چنین روزها وزمانه ای حیات یک مجموعه رسانه‌ای مرهون حمایت خوانندگان و گردش اقتصادی است چراکه به طور مشخص لابی‌های قدرتمند اجازه هر تزریق مالی مشروعی را از رسانه می‌گیرند. این چنین روزنامه سازندگی هم در زمانه «زخم اقتصادی» موفق شده به حیات خود ادامه دهند. هرچند که روی صورت این رسانه یادگارهایی از رد خشن همان زخم ها باقی مانده است. سرزنش رسانه‌های حرفه‌ای در این دوره زمانی به ظهور رسانه های غیرحرفه ای و بدون خط مش اخلاقی منجر شده  و از دل چنین فضایی انواع خبرهای دروغین و تحلیلهای اغراق شده به خرد مخاطبان کمتر آگاه به مناسبات سیاسی و اقتصادی داده می شود. حداقل در میدان اقتصاد، اصالت خبر بی اندازه اهمیت دارد. سهامداری که قصد خرید یا فروش دارد، سرمایه گذاری که می خواهد برای توسعه کسب وکارش از آینده آگاهی یابد، صنعتگری که برای تصمیم گیری های آنی خط تولیدش نیازمند خبرهای اصیل است، همگی اسیر رسانه های بی هویتی می شوند که نه جای زخم زمانه روی صورتش پیداست و نه اینکه در برابر آنچه بیان می کنند، مسولیتی به گردن دارند. در سوی مقابل رسانه های حرفه‌ای و صاحب اسم و رسمی مانند روزنامه سازندگی هم هزینه سیاسی می دهند و هم در تنگنای اقتصادی قرار می گیرند. اقتصاد زیرزمینی برای رسانه‌های بی هویت باقی است و اقتصاد رسمی هر روز بیش از گذشته رسانه‌های در جست و جوی حقیقت احوالات روز را در فشار قرار می دهد.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.